ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
49
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
صدقه جواب داد : من هنوز هم فرمانبردار سلطان محمد هستم ولى از او بر جان خود ايمن نيستم و ميترسم كه اگر به او بپيوندم جان خود را بر باد داده باشم . فرستادهء خليفه كه پيام وى را به سيف الدوله صدقه رساند ، نقيب النقباء على بن طراد زينبى بود . پس از آن ، سلطان محمد اقضى القضاة ابو سعيد هروى را نزد سيف الدوله صدقه فرستاد كه ازو دلجوئى كند و ترس او را از ميان ببرد و به او بگويد كه حسن رابطهء ديرين را همچنان حفظ كند و درين هنگام كه سلطان قصد جنگ با فرنگيان را دارد قشون خود را مجهز سازد و در ركاب سلطان شمشير بزند . سيف الدولهء صدقه جواب داد : « اطرافيان سلطان ، او را با من دلچركين كرده ، و روشى را كه نسبت به من داشت تغيير داده و آن مهر و ملاطفتى كه در حق من مبذول ميفرمود از بين بردهاند . » او ضمنا سوابق خدمات و خيرخواهىهاى خود را بيان كرد . سعيد بن حميد فرماندهء سپاه او گفت : « براى ما ديگر صلح با سلطان فايدهاى ندارد . و به زودى سپاه ما را در حلوان خواهيد ديد . » بهر صورت ، صدقه از پيوستن به سلطان محمد خوددارى كرد . سلطان محمد در بيستم ربيع الاخر به بغداد رسيد و وزيرش نظام الملك احمد بن نظام الملك ، نيز با او بود . او برسقى شحنهء بغداد را هم با عدهاى از امراء به صرصر [ ( 1 ) ] فراخواند .
--> [ ( 1 ) ] - صرصر نام دو جايگاه است در نواحى بغداد ، صرصر عليا از قراء نهر الملك در طرف جنوبى « سيب » واقع است و صرصر سفلى شهركى است كه در طرف شمالى آن و در طريق الحاج واقع شده ، و در پهلوى آن پلى از كشتىها ترتيب داده بودند براى رفتن به « سيب » ولى عبور و مرور از آنجا موجب اشكال بود . لهذا اين محاسن رحمه الله پلى از آجر در آن موضع بنا كرد كه پنج چشمه بزرگ و كوچك داشت و خرج زيادى شد . اين مكان بنام صرصر الدير معروف است چونكه ديرى هم درين جا وجود داشته كه اثرش تاكنون پايدار است . جماعتى از اكابر تجار ازين محل ظهور كردهاند - مراصد الاطلاع . ( لغتنامه دهخدا )